گفتنی های ناگفته....

سلامی نو... در روزهایی که...
نویسنده : حمید رضا زاهدی - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

سلامم را پذیرا باش...

سلامم را در روزها و لحظه هایی پذیرا باش که چشم هامان دیگر آسمان را گویی نمی شناسند...

در لحظه ها و روزهایی که ماه برایمان نامفهوم می نماید و ستاره نوری دارد غریب...

انگار نه اینکه تا دیروز زمزمه ای داشتیم  با ستاره و ماه و دنیایی توی آسمان...

دست هامان به اکراه به سوی یک دگر دراز می شود و ...

دل هایمان قدرت عروج به ملکوت محبت را ندارند و چه نا آشناست عشق...

گفتم که گفته باشم...

این روزها چه دوریم از هم... چه دور ...

و اشک های من هم به کار فاصله هایی که به درازای تنهایی است نخواهد آمد...

این روزها بیش از پندارمان تنهاییم...

بیش از گمانه های عاشقانه...

بیش از...